Posts Tagged ‘میر حسین’

جمهوری بدون رییس جمهور

بابا یکی بیاد به من بگه چرا باید میرحسین را رییس جمهوری ایران بدانیم؟‌

باور کنید که هیچ کسی خوش اش نمی اید که دشمن ش هم رییس جمهوری در قواره احمدی نژاد داشته باشد . این را می فهمم.

باور کنید که در اینکه تقلب گسترده در انتخابات شده (‌طوری که نتیجه را تغییر داده) بنده هم شک ندارم (‌هر کسی هم داره به یکی از همکاران من مراجعه کنه ). این یکی را هم می فهمم.

باور کنید در اینکه چیزی در مملکت عوض شده هرچه هم که حاکمیت برعکس ش را بگوید همه توافق دارند .این را هم من هم قبول دارم.

اما هیچ یک دلیل نمی شود که میرحسین را رییس جمهوری بدانیم :

پس حق شیخ همشهری ما چی می شه؟

پس زحمت بچه حزب الهی هایی که خواستند اصول گرا باشند ولی این قدر بی غیرت نبودند که به احمدی نژاد رای بدهند و رای شان سردار بازنشسته بود هدر رفته؟

پس می خواهید بگویید اگر مردم میلیونی در خیابان نبودند٫ میرحسین یا شیخ یا هرکس دیگری جرات می کرد امروز این مقدار زبان ش را بیرون نگه دارد؟ یعنی کارستان را مردم نکردند؟

تمنا دارم کمی بیشتر فکر کنید وقتی میرحسین را به عنوان رییس جمهور معرفی می کنید . حتی شما آقای کدیور عزیز.

از نشانه های عادی نشدن اوضاع ٫ علی رغم همه زوری که حاکمیت می زند یکی ش هم این ست که این کشور تا اطلاع ثانوی علی رغم جمهوری بودن ٫ رییس جمهوری ندارد.

Advertisements

کیش و مات شطرنج سیاسی ایران

صفحه شطرنج سیاسی ایران ، با خروج خاتمی به مراتب واضح تر شده است. خاتمی در یک حرکت ناپلئونی حریف ، کیش و مات صحنه را ترک کرد ، گرچه خودش هم چندان از اوت شدن ناراحت نبود : در ایران رییس جمهور شدن هم با تعارف و بفرما همراه است.

محتمل است که خاتمی با خلف وعده و ورود به عرصه انتخابات میر حسین ، متوجه گاوبندی شده و مختصر آبروی باقی مانده را خرج تنور سیاسی نظام نکرده باشد ، یا شاید هم اساساً به قول پدرمان به دنبال یک در-رو بوده است.

واکنش رمانتیسیست های خاتمی چی بسیار جالب توجه است : امثال بابک داد که تا دیروز صبحت از تقسیم پست و مقام ها و استراتژی برای دولت خاتمی می کرد ، امروز هم بدون آوردن خم به ابرو ، صبحت از فعالیت انتخاباتی خاتمی می زند و از سیاست وقاحت یا وقاحت سیاسی استفاده می کند. نورسیدگان روزنامه نگار این طیف ، حسابی آب و روغن قاطی کرده به حال قهر به نزد عبداله نوری رفته اند ، فراموش کرده اند که تا دیروز صبحت از عبداله نوری ، باعث ناله و فغان و اتهام زنی خود ایشان می شد ، از این باب ، نشان دادند که انصافاً از بسیاری از سیاستمداران نظام «سیاسی» تر اند.عده ای هم عاقلانه به صحنه می نگرند و بی رو دربایستی سخن از معامله میر حسین با بیت برای تضمین سلامت انتخابات در قبال حذف نامزدی که رهبری صریحاً بارها از کاندیداتوری منع اش کرده بود ( خاتمی ) می زنند و توصیه به کنار کشیدن از این مهلکه سیاسی-اخلاقی می کنند ، یا بی تعارف ، یا با کاندیدا کردن نوری که روشن است از صافی رد نمی شود.

البته برای این نتیجه گیری بسیار زود است و تقریباً برای من هم مسلم است که صحنه انتخابات ، هنوز کاندیداهای جدید تری به خود خواهد دید ، ولی خیال می کنم که جمهوری اسلامی از یک نبرد دیگر هم پیروز بیرون آمد : اگر در انتخابات ریاست جمهوری نهم ، شورای نگهبان مجبور به حذف کاندیداهای دو حزب مجاهدین انقلاب و مشارکت شد ، این بار یک مرحله جلوتر ، خود فعالین سیاسی این گروه ها ، با دخیل بستن به میر حسین و ندانم کاری بی پایان و رویاپردازی بلاهت بارشان ، به دست خود تمامی کاندیداهای اصلاح طلب را حذف کردند.

کروبی به وضوح صبحت از تابعیت از رهبری زده است. احمدی نژاد نیاز به توضیح ندارد ولی ، میر حسین هم ظاهراً در توافقی وارد صحنه شده که در صورت جذب آرا ، امکاناتی برابر احمدی نژاد ( صدا و سیما ، تیم وزارت ) به او تفویض شود. به زبان ساده ، رای دهندگان ، تنها و تنها حق انتخاب از یکی از کاندیداهایی را دارد که حتی قبل از شورای نگهبان ، خودشان علنی و واضح صبحت از تبعیت از ولی فقیه کرده باشند. شما خودتان به ته لیست امثال قالیباف و رضایی یا هر سرداری با همین قد و قواره را اضافه کنید.

رهبری ایران ، نشان داده که به هیچ وجه ، در شرایط حساس کنونی ، تمایلی به بازی کردن ندارد و ریاست جمهوری ثابت قدم و «همراه» می خواهد تا روز های سخت پیش رو را بی سروصدا بگذرانند. اگر نارضایتی انباشته شده طبقه شهری که خواسته هایی عموماً سیاسی دارند را به حساب نیاوریم ( آنطور که تاریخ نشان داده می شود به حساب نیاورد ) می شود گفت تصمیم ، کاملاً به جا و در جهت منافع رهبری ایران بوده است.

گل کوچیک

خوب میر حسین هم می آید. خاتمی که گفته بود یا من می آیم یا میرحسین ، در تیریپی کاملاً جوادیه ای ، گفت که دلیل اینکه زیر حرفش زده به خودش مربوط است. با توجه به حضور تایید شده کروبی و خاتمی و از آن جایی که از اون سمت ، صبحت از حسن روحانی و عماد افروغ و سیدباقر ( قالیباف ) است و نمک انتخابات ، یعنی محسن رضایی هم بی شک خواهد امد ، من پیشنهاد می کنم دو تا 5 تایی وایسن ، گل کوچیک بزنن. تیم برنده از بین خودشون رییس جمهور انتخاب کنه ، قبل از اینکه همدیگر رو از هم بدرند. داور هم شیش تا می گذاریم ، فقهای شورای نگهبان. هزینه ها هم اساسی صرفه جویی می شه. مملکت هم عمراً گلکاری نمی شه. ولی گل باران می شه.

یک تفریح اساسی هم باسه استادیوم رو ها فراهم می شه.

نظر شما چیه؟

گرد و خاک کردن

خوب ظاهراً زمزمه هایی هست که میرحسین موسوی ، از اینکه خاتمی پشت سرش با رهبری دیدار و احتمالاً توافقاتی کرده ناراحت است.

او که راه چاره را مانند شیخ کروبی ، یکه تازی در میدان دیده است ، احتمال بسیار زیاد ، کاندیدای ریاست جمهوری خواهد شد. که اگر چنین کند ، دو چیز روشن خواهد شد :

.طیف مخالف خاتمی چی ها ، به شدت در انداختن تفرقه موفق بوده اند ، به طوری که احتمالاً بردن خاتمی پیش رهبری و همینطور حمایت غیر مستقیم از کروبی ، تنها دو کاری بوده که مستقیم انجام داده اند و مابقی را به گردن رذالت اخلاقی و جاه طلبی خاتمی چی ها گذاشته اند. به نظر هم می آید که اصلاً در محاسبات شان دچار اشتباه نشده اند.

.اگر که همینطور پیش برویم ، تنها هاشمی رفسنجانی را کم داریم که جمع شان ، جمع شود : یک طیف گسترده از بازیگران گذشته انقلاب که شاید اگر هر یک ، «تنها»کاندیدای طیف خاتمی چی ها باشد ، بی شک احمدی نژاد را جا خواهد گذاشت . ولی در صورتی که همگی با هم شرکت کنند ، یک اتفاق قابل پیش بینی خواهد افتاد : رای همگی خرد خواهد شد.

دور از انتظار نیست که فکر کنیم ، عده ای از دوران هاشمی خاطرات خوشی دارند ، و دنبال آن رای شان که احتمالاً در صورت توافق کامل بروی یک کاندیدا ، برای اجتناب از 4سال احمدی نژاد بیشتر ، وی خواهد بود ( صرف نظر از نقاط ضعف شخصی همان کاندیدا) ، در صندوق بیاندازند.همینطور افرادی که خاتمی را انتخاب خواهند کرد ، ولی اگر مثلاً میر حسین می آمد ، و تنها کاندیدا بود ، رای شان میر حسین بود.به همین شکل آرا کروبی هم می تواند خرد شود.

خالی از لطف نیست که بنویسم که اوج «بداخلاقی» سیاسی را تااینجا مخترع این اصطلاح نشان داده : خاتمی در زبان مردم کوچه و بازار ، صبحانه ش را با میر حسین خورده ولی شام بیت دعوت داشته.

از سوی دیگر ، میر حسین در صورتی که به تنهایی وارد کارزار انتخاباتی شود ، یک اشتباه اساسی مرتکب شده است. او هیچ بازتابی میان نسل جوان ، یعنی نیروی اصلی که به صورت گزینشی و تنها در صورتی که اعتماد ش جلب شود وارد انتخابات می شود ، ندارد. ذهن نسل جوانان از خاطره او کاملاً خالی ست. اصلاً اگر قرار به شرکت این شکلی باشد ، شاید حضور عبداله نوری به مراتب عاقلانه تر باشد.

اما نباید فراموش کرد که همین اتفاق می تواند در سر دیگر طیف کارگزاران جمهوری اسلامی رخ بدهد ، کسانی که به اشتباه به نام راست خوانده می شوند. هنوز هیچ دورنمایی از حضور ایشان به شکل تک کاندیدایی یا چند کاندیدایی وجود ندارد. حتی اگر هم که با چند کاندیدا شرکت کنند، ممکن است تنها خاصیت ایشان ، «رای شکنی» ایشان برای حریف باشد. دقت کنید که از کاندیداهای ریاست جمهوری ، هرکدام که از این اردو آمدند ، علی رغم وزن خجالت بار کم سیاسی ایشان ، همگی به مناصب عالی رسیدند (بهترین نمونه علی لاریجانی است) . در حالی که معین و مهر علیزاده مرخصی اجباری رفته اند.

شاید این پست های حساس ، به نوعی پاداش انجام وظیفه در قبال «نظام» بوده است. کسی اهمیت نمی دهد که به همین اندازه معین و مهر علیزاده هم «خدمت» کرده اند. به هر حال ؛ وقتی بازار زیادی رنگارنگ بشود ، تحزب هم تعطیل باشد ، فهم تفاوت میان کاندیدا ها بسیار بسیار مشکل ، اگر نه ناممکن می شود. به من بگویید که چه فرقی میان شعار های انتخاباتی معین با مثلا مهر علیزاده یا لاریجانی بود؟ به این شکل ، تنها مصرف چند کاندیدای عموماً «خاک شیر»  راستگرا ، شکستن آرای عمومی ست که می تواند موفقیت طیف مقابل را تضمین کند. این اتهام حتی به شکلی متوجه قالیباف هم است. قالیباف هم علی رغم خصومت شخصی -که به اشتباه رقابت نامیده می شود- با شخص پرزیدنت ، مطمئناً در صورتی که «امر» شود ، یک دوره دیگر در شهرداری»خدمت» خواهد کرد.

نتیجه این انتخابات ، با این تغییرات به نظر من ، دیگر یک  دو قطبی خوب بد ( احمدی نژاد – هر کس دیگر ) نخواهد بود . ازین جهت می بایست به هوشمندی «مهندسین اجتماعی» ش تبریک گفت و بر حماقت از پیش شکست خوردگان ش تاسف خورد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: