Posts Tagged ‘کروبی’

دست دوستی به سوی جنبش کارگری

شیخ کروبی به دیدار منصور اسانلو رفته است.  نیک آهنگ کوثر ظاهرا توصیه کرده . دم هر جفت شان گرم.

شیخ لر ظاهرا این قدر شرافت دارد که از نظامی که با دستان خودش ساخته و اعمالش ابراز شرمندگی کند . دقت کنید که این کار را در دفاتر مطالعاتی آمریکا و انگلستان انجام نمی دهد ، در حالی چنین حرف هایی می زند که جمهوری اسلامی واحد بسیج اختصاص داده به آزار و اذیت دایمی او و خانواده اش.

جمهوری اسلامی به خشن ترین شکل ممکن ، هرگونه حرکت صنفی را سرکوب می کند و تنها به بی عاری های گاه و بی گاه کارگران میدان می دهد تا تسویه حساب های داخلی بکند. داشتن یک رهبری منسجم برای کارگران که سخنگو باشند بسیار مفید است و البته جمهوری اسلامی از همه بهتر این موضوع را می داند

امیدوارم که منصور اسانلو را دوباره برای یک اتهام محاکمه نکنند

معما

برای من یکی تقریبا مسجل شده که تا پایان هفته یکی از سران فتنه رو دستگیر می کنند. خاتمی مصونیت داره به دلیل اینکه از اول هم توی دستشویی سازمان ملل حسابی آشنا و رفیق پیدا کرده. کروبی هم تیم محافظاش قاتی اند ، نزدیک بشن تبدیل به فیلم های هالیوودی می شه ، می مونه نخست وزیر جنگ که هرچی آدم نگاه می کنه می بینه ایده آل دستگیر شدن و محاکمه هست.

شما چه فکر می کنید؟

شجاعت شیخ

به قول مرحوم مش قاسم ،‌ آقا ما که با چشمان خودمان ندیدیم ولی تعریف کرده اند که جماعت معترض ،‌که به نظر جناب احمدی نژاد خس و خاشاک امده اند ،‌ در میان انواع و اقسام شعار هایش در باب شجاعت شیخ همشهری ما می گویند ماشالاه به ..یش ( اشاره به اندام مردانه که در فرهنگ ما به غلط مربوط به شجاعت و نترسی شده است )

حالا از شوخی گذشته  ،‌ جدی شما انتظار دارید چنین جنبشی فرو بنشیند؟

این یک نبرد دو ساعته نیست ،‌امری فرسایشی ست. هر چه ریزش در طرف ایشان باشد به مراتب بیشتر به چشم می آید ( مثال دانشجو شریفی ) ،‌ اما از آن مهم تر ،‌ وقتی جماعتی این قدر روحیه دارد که میان باروت و باتوم ،‌با شیخ الیگوردزی هم شوخی می کند ،‌ در موضع ضعف باشد ؟

یک تذکر

در بحث های تمام نشدنی امروز مان  که بی شک انتخاباتی هم هست  مرتبا یک اشتباه عمدی تکرار می شود:

چهار سال قبل وقتی که دور اول انتخابات ریاست جمهوری با تقلب گسترده و آشکار باعث راه یابی احمدی نژاد به دور دوم شد این مسله را هزار باره تکرار کردم که نتیجه انتخابات را قطع نظر از شیوه عجیب دو مرحله ای و نیمه آزاد بودن ش می بایست با در نظر گرفتن این نکته آشکار تفسیر کرد که احمدی نژاد مطلوب حتی مردم ایران هم نبود. انتخاب مردم ایران حتی پس از مایوس شدن از اصلاح طلبان بر سر کار کروبی چانه زن و هاشمی در سایه بود نه احمدی نژاد . اگر این گونه به قضیه نگاه کنید خواهید فهمید که تحریمی ها و کسانی که در انتخابات شرکت نکردند مطلقا ْ‌نمی توانند مسول نتیجه باشند. از سوی دیگر در این انتخابات هم می شود فرض کرد که بخشی از جامعه ایرانی خواهان شرایط پیشین اند و بخشی دوست دار یک تغییر رادیکال. اما گروهی که از شرایط امروز ایران راضی باشند تخیل وجودشان هم مشکل است وقتی ریاست جمهوری خودش اقرار دارند که مشکلاتی بر سر راه ش است و شرایط امروز مطلوب نیست.

فراموش نکنیم که دو اصل تغییر ناپذیر است :

. شرایط سیاسی همیشه نامطلوب خواهند ماند به دلیل ساده که توسعه سیاسی بیش از شش دهه است که عقب افتاده است

.جامعه ایرانی یک دست نیست و هرگز نمی شود که یک به صورت یک واحد ان را دید و تفسیر کرد. اما در این انتخابات خیلی راحت می شود دید که عزمی مصمم به غلبه بر نماینده حاکمیت در قوه مجریه وجود دارد

دمی از انتخابات

بنا نداشتم در مورد انتخابات بیشتر بنویسم ، ولی دموکراسی فصلی ست دیگر ، الان از میوه ش استفاده نکنیم ، کی بکنیم؟

دو مطلب تا به اینجای کار ، از میان نوشته های تحلیلی برای من بسیار جالب بوده است ، یکی نوشته رضا خجسته رحیمی ، در گویا ست که به دفاع از سروش پرداخته ، یکی هم سلسله مطالبی ست که نیما راشدان قول ش را داده و اولین نوشته ش را به تحریمی ها ایراداتی وارد کرده است.

رضا خجسته رحیمی ، نویسنده ای که چهارسال پیش در همین ایام در مصاحبه ای جنجالی ، از زیر زبان سروش بیرون کشید که او حامی کاندیدای خاتمی چی ها نیست ، این بار به دفاع از سروش برخاسته که :

«سخن سروش بسيار روشن است. او به سخن آمده است تا با سخن متفاوت خود نشان دهد که در اين زمانه غريب، چگونه روشنفکران که بايد فضاساز باشند، فضازده عمل می‌کنند و متاثر از فضای غالب سخن می‌گويند که چگونه روشنفکران پيشرو، پيرو می‌شوند که پيشرو بودن ضرورتا به مفهوم همراهی با آنانی نيست که خود را پيشرو می‌خوانند که شرط انصاف، آن نيست که همراهی با جمع را بر دفاع از حقيقت و مظلوم ترجيح دهيم.»

کسانی که در میان دانشجویان و فعالین سیاسی به استقلال سیاسی و فکری مشهور هستند ، یک به یک به اردوی شیخ الیگودرزی تمایل پیدا می کنند ، حتی تا همین جا هم اسامی پر آوازه ای همچون عباس عبدی ، کدیور و زید آبادی ، که از قضا همگی پرونده سازی برایشان شد و مصونیت آهنین در دوران اصلاحات نداشتند ، اعلام حمایت کرده اند.

به نظر می آید این افراد ، دلیل اصلی رجحان شان را در این مسئله خلاصه کرده اند که شیخ ، توافق پنهانی با رهبری نکرده است ، کاری که میرحسین موسوی بعد از خروج زورکی خاتمی و به نعل و میخ زدن هایش در سخنرانی ها ، قویا ً به آن متهم است. پاشنه آشیل میر حسین ، همین مسئله است که عموم مردم ، او را به عنوان کاندیدای رهبری بشناسند ، تمام تلاش ستادهایشان می بایست بر این باشد که تا زمان انتخابات ، فاصله وی را با راس هرم زیاد کنند.

یک حکم حکومتی ، معین را برای آحاد مردم بلا موضوع کرد ، چنین اتفاقی اینجا هم دور از ذهن برای شیخ ، نیست ، گرچه بسیار نا محتمل است. به نوعی ، حاکمیت ، از نظر احساس خطر برای  اوتوکراسی ش ، شیخ را در جایگاه خاتمی 76 می بیند.

در نگاهی وسیع تر ، تقریبا ً چند چیز تا امروز روشن شده است :

.هیچ طیف فعال سیاسی ، انتخابات را تحریم نخواهد کرد ، سیاست تحریم در دوره قبل شکست نخورده است ، بلکه شرایط امروز به شدت با دوره قبل تغییر کرده است. پیش بینی اینکه حاکمیت از بی عقلی احمدی نژاد بر سر عقل می آید ، درست نبوده است و مردم ظاهراً تصمیم دارند که از کوچک ترین فرصت باقی مانده ، شبه انتخابات هم برای کمک به ماندن این حکومت استفاده کنند.

.میر حسین کاندیدای رهبری ست ، او به هیچ وجه از شرایط موجود سهمی برای وی قایل نیست. اما به خوبی می داند نزدیکی به راس هرم ، او را به عنوان نیمچه اصلاح طلب هم بلا موضوع می کند.

.شیخ ، اصلاً سخنران خوبی نیست ، حتی سیاست مدار خوبی هم نیست ولی شرط اول مبارزه سیاسی را داراست : او به یاران ش پشت نمی کند. او پشت پرده زدو بند نکرده است و اعتقاد دارد حتی در شرایط نابرابر هم ، قادر به شکست اقتدار سیاسی ست.

نکته آخر: کسانی که آینده خود را در این سرزمین جستجو نمی کنند ، بهتر است که محترمانه در این انتخابات ساکت بمانند. برای خانه اجاره ای که قصد ترک ش را دارید ، تصمیم نگیرید که سقف ش را بلند کنیم یا کوتاه. اجازه بدهید  ، وفق منش دموکراتیک ، کسانی که تصمیم به ماندن در این سرزمین را دارند ، برای آینده خود تصمیم بگیرند ، در غیر این صورت هیچ تفاوتی میان شما با اقتدار سیاسی حاکم ، در بی اعتمادی به نظر اکثریت نیست.

گرد و خاک کردن

خوب ظاهراً زمزمه هایی هست که میرحسین موسوی ، از اینکه خاتمی پشت سرش با رهبری دیدار و احتمالاً توافقاتی کرده ناراحت است.

او که راه چاره را مانند شیخ کروبی ، یکه تازی در میدان دیده است ، احتمال بسیار زیاد ، کاندیدای ریاست جمهوری خواهد شد. که اگر چنین کند ، دو چیز روشن خواهد شد :

.طیف مخالف خاتمی چی ها ، به شدت در انداختن تفرقه موفق بوده اند ، به طوری که احتمالاً بردن خاتمی پیش رهبری و همینطور حمایت غیر مستقیم از کروبی ، تنها دو کاری بوده که مستقیم انجام داده اند و مابقی را به گردن رذالت اخلاقی و جاه طلبی خاتمی چی ها گذاشته اند. به نظر هم می آید که اصلاً در محاسبات شان دچار اشتباه نشده اند.

.اگر که همینطور پیش برویم ، تنها هاشمی رفسنجانی را کم داریم که جمع شان ، جمع شود : یک طیف گسترده از بازیگران گذشته انقلاب که شاید اگر هر یک ، «تنها»کاندیدای طیف خاتمی چی ها باشد ، بی شک احمدی نژاد را جا خواهد گذاشت . ولی در صورتی که همگی با هم شرکت کنند ، یک اتفاق قابل پیش بینی خواهد افتاد : رای همگی خرد خواهد شد.

دور از انتظار نیست که فکر کنیم ، عده ای از دوران هاشمی خاطرات خوشی دارند ، و دنبال آن رای شان که احتمالاً در صورت توافق کامل بروی یک کاندیدا ، برای اجتناب از 4سال احمدی نژاد بیشتر ، وی خواهد بود ( صرف نظر از نقاط ضعف شخصی همان کاندیدا) ، در صندوق بیاندازند.همینطور افرادی که خاتمی را انتخاب خواهند کرد ، ولی اگر مثلاً میر حسین می آمد ، و تنها کاندیدا بود ، رای شان میر حسین بود.به همین شکل آرا کروبی هم می تواند خرد شود.

خالی از لطف نیست که بنویسم که اوج «بداخلاقی» سیاسی را تااینجا مخترع این اصطلاح نشان داده : خاتمی در زبان مردم کوچه و بازار ، صبحانه ش را با میر حسین خورده ولی شام بیت دعوت داشته.

از سوی دیگر ، میر حسین در صورتی که به تنهایی وارد کارزار انتخاباتی شود ، یک اشتباه اساسی مرتکب شده است. او هیچ بازتابی میان نسل جوان ، یعنی نیروی اصلی که به صورت گزینشی و تنها در صورتی که اعتماد ش جلب شود وارد انتخابات می شود ، ندارد. ذهن نسل جوانان از خاطره او کاملاً خالی ست. اصلاً اگر قرار به شرکت این شکلی باشد ، شاید حضور عبداله نوری به مراتب عاقلانه تر باشد.

اما نباید فراموش کرد که همین اتفاق می تواند در سر دیگر طیف کارگزاران جمهوری اسلامی رخ بدهد ، کسانی که به اشتباه به نام راست خوانده می شوند. هنوز هیچ دورنمایی از حضور ایشان به شکل تک کاندیدایی یا چند کاندیدایی وجود ندارد. حتی اگر هم که با چند کاندیدا شرکت کنند، ممکن است تنها خاصیت ایشان ، «رای شکنی» ایشان برای حریف باشد. دقت کنید که از کاندیداهای ریاست جمهوری ، هرکدام که از این اردو آمدند ، علی رغم وزن خجالت بار کم سیاسی ایشان ، همگی به مناصب عالی رسیدند (بهترین نمونه علی لاریجانی است) . در حالی که معین و مهر علیزاده مرخصی اجباری رفته اند.

شاید این پست های حساس ، به نوعی پاداش انجام وظیفه در قبال «نظام» بوده است. کسی اهمیت نمی دهد که به همین اندازه معین و مهر علیزاده هم «خدمت» کرده اند. به هر حال ؛ وقتی بازار زیادی رنگارنگ بشود ، تحزب هم تعطیل باشد ، فهم تفاوت میان کاندیدا ها بسیار بسیار مشکل ، اگر نه ناممکن می شود. به من بگویید که چه فرقی میان شعار های انتخاباتی معین با مثلا مهر علیزاده یا لاریجانی بود؟ به این شکل ، تنها مصرف چند کاندیدای عموماً «خاک شیر»  راستگرا ، شکستن آرای عمومی ست که می تواند موفقیت طیف مقابل را تضمین کند. این اتهام حتی به شکلی متوجه قالیباف هم است. قالیباف هم علی رغم خصومت شخصی -که به اشتباه رقابت نامیده می شود- با شخص پرزیدنت ، مطمئناً در صورتی که «امر» شود ، یک دوره دیگر در شهرداری»خدمت» خواهد کرد.

نتیجه این انتخابات ، با این تغییرات به نظر من ، دیگر یک  دو قطبی خوب بد ( احمدی نژاد – هر کس دیگر ) نخواهد بود . ازین جهت می بایست به هوشمندی «مهندسین اجتماعی» ش تبریک گفت و بر حماقت از پیش شکست خوردگان ش تاسف خورد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: