Posts Tagged ‘ahmadi nejad’

معمایی دیگر در پرونده اتمی ایران

پس از مذاکرات طولانی و تقریبا بی نتیجه ایران و ایالات متحده ، و بعد از اینکه ایرانی ها از نتیجه مذاکرات ناراضی خارج شدند و تهدید به عمل غیر ممکن ( تولید ۱۰ سازه غنی سازی دیگر ) کردند ، حالا با دستوری که محمود احمدی نژاد برای تولید اورانیوم مورد نیاز راکتور تهران که سوخت ش بر خلاف وعده توسط غرب تامین نخواهد شد داد ، یک تغییر لجستیکی در محافل غربی سروصدای فراوان به پا کرده است : ایران کیک زرد خود را به تمامی از سایت اتمی در اعماق زمین به محلی دیگر که به شکل کامل بروی زمین و با حداقل امکانات حفاظتی ست منتقل کرده است!

ستون نویس نیویورک تایمز دیوید سنگر در مقاله ای به این موضوع پرداخته است :

وقتی سپتامبر گذشته دولت ایران در مورد خبر ساخت سازه غنی سازی اتمی نزدیک به یک پایگاه نظامی در قم غافلگیر شد ، رهبران ایران اصرار داشتند که آنچه چاره دیگری نداشته اند : با تهدید هایی که از چپ و راست متوجه سازه های غنی سازی اورانیوم ایران بود می بایست خیلی نادان می بودند اگر آن را علنی می کردند.

حالا تصور کنید شگفت زدگی بازرسان اتمی را وقتی که تقریبا دو هفته قبل خبر شدند که ایران تقریبا همه محموله اورانیوم غنی سازی شده با درصد پایین خود را به یک سازه روزمینی منتقل کرد.این کار مثل این بود که به قول یک مقام رسمی ، برویش یک علامت سیبل نقاشی کرده اند.

چرا ایران باید چنین خطر بزرگی کند؟

این موضوع بحث پرشوری میان بسیاری از کسانی ست که سعی می کنند فعالیت های ایران را رمزگشایی کنند.تئوری ها از عجیب تا احمقانه متغیر اند : بر طبق یکی شان ، ایران در واقع اسرائیل را تحریک می کند که ابتدا او دست به حمله بزند.تئوری دیگر این ست که ایران سعی در افزایش تنش ها با غرب دارد تا از این طریق بتواند در مذاکرات چانه زنی کند.ساده ترین تئوری که مقبول دولت اوباماهست این ست که ایرانی ها ابزار نگهداری سوخت رادیو اکتیو را ندارند و برای همین مجبور شده اند همه چیز را جا به جا کنند.

این بحث ها بازتاب دهنده عمق تناقضاتی ست که در اهداف رهبری به شدت انشقاق یافته ایران دیده می شود.از اکتبر که ایران به شکل اصولی با صادرات بخش عمده اورانیوم اش به خارج از کشور برای غنی سازی و استفاده در مقاصد پزشکی ابراز موافقت کرد سلسله رفتار های توجیه ناپذیری رخ داده است. احمدی نژاد از استقبال تا پا پس کشیدن از این طرح پیش رفت.ایران اعلام کرده است که به زودی ده واحد غنی سازی دیگر می سازد – کاری که توانایی انجام اش را ندارد.ایران اعلام کرده است که تمام سوالات ماموران آژانس در مورد احتمال فعالیت های مربوط به تسلیحات را پاسخ گفته است ، بازرسان آژانس می گویند که از میانه سال ۲۰۰۸ هیچ پاسخی از ایران دریافت نکرده اند.

پس در حالی که واشنگتن و متحدان ش سخت مشغول ارزیابی توانایی فنی ایران هستند هنوز در فهم مقاصد سیاسی ایران دچار مشکل هستند. باوجود شواهد فراوان که اسرائیل و ایالات متحده به برنامه اتمی ایران رسوخ کرده اند – دانشمندان اتمی را قاپ می زنند ، از داخل سازه های اتمی عکس می گیرند و به اطلاعات اتمی بروی کامپیوتر ها دست اندازی می کنند – آنها هنوز مطمئن نیستند که آیا ایران به دنبال بمب اتمی ست ، یا به دنبال توانایی تولید ش است یا تنها ظاهرسازی از این توانایی ! همانطور که یکی از مشاوران ارشد اوباما سال گذشته گفت : ما سابقه سی ساله ای در فهم غلط این ها ( دولت ایران ) داریم.

چیزی که عامل این همه گمانه زنی بود یک جمله  در گزارش معمولا خشک و خالی آژانس بین المللی انرژی اتمی بود.گزارش می گوید در ۱۴ فوریه با حضور بازرسان آژانس ، ایرانی ها همه ۴۳۰۰ پاوند اورانیوم غنی شده با درصد پایین شان را به سازه ای کوچک منتقل کردند که اعلام شده برای غنی سازی به بیست درصد خلوص با مقاصد پزشکی استفاده می شود. ( برای ساخت سلاح خلوص می بایست به ۸۰ تا ۹۰ درصد برسد که این نیازمند جهش کوچکی در بعد فنی ست )

در سطح قضیه ، این حرکت هیچ معنایی نمی داد . ایران هرگز برای منظوری که اعلام کرده ، خوراندن این همه ماده اولیه به راکتوری فرسوده در تهران برای ساخت ایزوتوپ های پزشکی ،نیاز به این همه اورانیوم ندارد.به علاوه این ذخیره اورانیوم اکنون در فضای باز است ، جایی که یک حمله هوایی ، یا حتی یک سانحه یا آتش سوزی ساختگی هم می تواند به نابودی ش بیانجامد.

مقامات امریکایی و اروپایی چیز زیادی در موردش نمی گویند چون پاسخ به این گمانه زنی ها نیازمند پاسخ به سه موضوعی ست که مهم ترین سرفصل های رابطه ست :اینکه ایا اسرائیل به تاسیسات اتمی حمله می کند و آتش جنگ منطقه ای را فروزان می کند ، اینکه آیا هنوز زمان کافی باقی مانده که از طریق تحریم و دیپلماسی مسیر اتمی ایران را منحرف کرد ، و اینکه به واقع چه کسی ایران و پروژه اتمی اش را در کنترل دارد. یک مقام دولتی ارشد که مسایل ایران را مطالعه می کند بعد از گزارش هفتگی که این موضوع را منعکس کرده بود می گوید «هیچ توضیح فنی ( برای این اقدام )‌وجود ندارد پس می بایست یک انگیزه ای از انجام ش باشد»

عجیب ترین گمانه زنی – که قوی ترین شان هم هست و مرتب هم تکرار می شود – این ست که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با این کار اسرائیل را دعوت به حمله به این تاسیسات می کند تا با قرارگیری در موقعیت جنگی ایران را که هشت ماه پس از انتخابات با تظاهرات میلیونی معترضان به حکومت روبرو بوده دوباره متحدکند. همانطور که یک مقام ارشد اروپایی پنج شنبه گذشته گفت یک حمله اسرائیلی «بهترین چیزی» ست که می شود به حاکمیت ایران هدیه داد چرا که همه ایرانیان را در مقابل یک دشمن ملی متحد می کند.

این می تواند به بهانه جویان ایرانی موضوعی به دست بدهد تا با استناد به آن بازرسان آژانس را اخراج کنند و پیمان منع سلاح هسته ای که امضا کرده اند را ملغی کنند. چنین عملی ایران را دقیقا در موقعیت کره شمالی قرار می دهد : آزاد برای ساخت سوخت یا بمب بدون مزاحمت بازرسان.

دیگران به خصوص بعضی مقامات واشنگتن می گویند که این تئوری را معتبر نمی دانند. آنها استدلال می کنند که ایران تلاش بی پایانی برای حفظ اورانیوم اش تا به امروز انجام داده است. «من قویا به این موضوع که ایرانی ها به هدف تحریک اسرائیل این کار را کرده اند مشکوک ام»این را کنت پولاک محققی که در موسسه بروکینگز فعالیت می کند می گوید که اخیرا در یک شبیه سازی نشان داد که در صورت حمله اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران چه اتفاقاتی ممکن است بیوفتد. « چنین واقعه ای برای ایران موجب تحقیر خواهد بود» ایران ناگزیر به تلافی جویی ست و روند اوضاع به جهتی خواهد رفت که هیچ کس قادر به پیش بینی اش نخواهد بود.

آقای پولاک از دسته افرادی ست که توضیحی دیگر برای رفتار ایران دارند : نمایش ستیزه جویی برای تسلیم نشدن. ایرانی ها اعلام کردند که از شرایطی که مذاکره کنندگان شان برای معاوضه ذخیره اورانیوم با محصول فرآوری شده برای مقاصد پزشکی به دست آورده بودند راضی نیستند.با منتقل کردن سوخت اورانیوم به سازه غنی سازی جدید ، آنها تهدید می کنند که همه ش را به سوخت با درجه خلوص بالا و مناسب مقاصد تسلیحاتی تبدیل می کنند و بنابراین ایالات متحده را زیر فشار می گذارند که باب مذاکرات را دوباره بگشاید.

اما ساده ترین تئوری که طرفدارانی هم برای خود دارد این ست که ایرانیان چاره ای دیگر نداشتند. سوخت در یک محفظه بزرگ مخصوص ذخیره شده بود. وقتی کسی دستور داده که برای غنی سازی بیشتر این مواد به خورد سانتریفوژ های قوی تر داده شوند مهندسان آن را به تنها نقطه ممکن منتقل کرده اند : سازه روزمینی. همانطور که یک مامور اطلاعاتی امریکایی می گوید « نمی شود این احتمال را کنار گذاشت که این یک گندکاری بوده باشد»

دلیل هرچه باشد مقامات نظامی همه توافق دارند که این لحظه ای وسوسه برانگیز برای اسرائیل است. دولت اوباما تمام تلاش اش را می کند که از عدم اقدام نظامی اسرائیل اطمینان حاصل کند.در هفته های گذشته ، مشاور عالی امنیت ملی و رییس ستاد مشترک ارتش به اسرائیل گسیل شده اند تا مطمئن شوند که بلایی که بر سر راکتور در حال ساخت در ۲۰۰۷ در سوریه رخ داد تکرار نمی شود.در آن واقعه ، اسرائیل کمترین اطلاعات را در اختیار ایالات متحده قرار داده بود.

خوب بعد از این خبر ، امروز ایهود باراک وزیر دفاع اسرائیل که با مقامات امریکایی ملاقات می کرد ، گفت که در مورد همه مسایل نیازی نمی بیند که با ایالات متحده هماهنگی کند! فرماندهان سپاه هم مرتب از غیر ممکن بودن حمله اسرائیل به تاسیسات اتمی می گویند و البته احمدی نژاد هم با حسن نصراله برای «یکسره» کردن مسئله اسرائیل هماهنگی می کند. آیا به واقع باید به خاورمیانه ای درگیر در یک جنگ تمام عیار فکر کنیم؟

Advertisements

پاسخ های یک ذهن آشفته

خوب  ، همان طور که می بینید ، در پی کامنت اطلاعیه من ، نویسنده این مطلب ، پای نوشته من ، کامنتی گذاشته است.

خوب البته همان طور که برایش هم نوشتم ، خطاب نوشته من صرفاً وی نبود ، طیف فکری بود که او با صراحت از عقایدشان سخن گفته بود.

نکاتی کوچک در کامنت ش وجود داشت ، بهتر دیدم ، جدای از شتاب زدگی واضح نویسنده ، آنها را هم اینجا بنویسم:

.بر طبق سنت حسنه اسلامگرایان ، انتقاد باید «سازنده» باشد ، یعنی مثلا اگر کلمات غیر بهداشتی درش به کار رود ، اسم ش می شود «پراکنده گویی، غر و لند و خواندن آیه یاس» ، اگر تلاش نکنید به شیوه معمول اسلامگرایان ، بحث «علمی-با چاشنی اخلاق» کنید ، نامش می شود «زبان پر از کنایه و توهین». البته قضاوت اینکه نقد باید چه زبانی داشته باشد تا «شایسته پاسخ» شود ، با خوانندگان است. ولی تندترین نقد ها ، مادامی که شخصیت نقد شونده زیر سئوال نباشد ، همچنان اخلاقاً شایسته پاسخ گویی هستند.

.عباس عبدی ، که اتفاقاً از تحریمیان هم نبود ، بعد از شکست بالقوه درس آموز سوم تیر ، مقاله ای نوشت ، در مورد اینکه » چه کارهایی نباید کرد» . توهم اینکه همیشه استراتژی وجود دارد و در مملکتی با نام ایران ، جواب می دهد ، ظاهراً برای بعضی تبدیل به وسواس فکری شده است.

به خواندن ادامه دهید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: