Posts Tagged ‘democracy’

مجید توکلی را آزاد کنید

یک ماه قبل وقتی نوشته بلند بالای مجید توکلی را خواندم بسیار افسوس خوردم که منتشر کننده ش چرا اقلا نامی برایش انتخاب نکرده و با کمال بی سلیقگی یادداشت منتشر نشده نام گذاری ش کرده ، انگار که دور از جانش ، فوت شده و حالا این یک نوشته آخر باقی مانده. خوشبختانه با توجه به نگاه رسانه های بین المللی که به سوی او برگشته شانس از میان برداشتن ش در زندان بسیار کم است. اما خوب نوشته اش آنطور که باید و شاید خوانده و منعکس نشد یا لا اقل من ندیدم.

در این نوشته جدید مجید توکلی فاجعه کهریزک را در پی تیر۷۸ می شمارد که چندان هم دور از ذهن نیست.او در زندان هم فعال است و سربلند.

توصیه اکیدم این ست که وقت بگذارید و نوشته اصلی ش به تاریخ ۶ خرداد ماه را بخوانید . من اگر قرار باشد عنوانی برایش انتخاب کنم ، می نویسم : مانیفیست انقلاب ،یا دفترچه راهنمای براندازی.  طبیعی ست که کسی مثل آقای مهاجرانی بداند و بفهمد که خارج از چارچوب آپارتایدی ولایت فقیه نمی تواند نقشی مطلوب خودش در ایران فردا داشته باشد. انتظار خلاف این داشتن خوش خیالی و ندیدن واقعیت های تاریخی ست. همین طور قابل درک است که جناب کدیور به دنبال جمع کردن مقلد باشد ، بی شک او نهاد روحانی خود را که نابود نخواهد کرد. بنابراین می بایست برای یافتن نقشه راهی که به ایرانی عادلانه تر و برابر تر برای همه منجر شود در جایی دیگر جستجو کرد ، احتمالا میان جنبش دانشجویی. جنبش دانشجویی در ذات رادیکال است (امیدوارم که لازم نباشد فرق های میان رادیکالیسم و بنیادگرایی یا خشونت گرایی را اینجا یادآوری کنم). اما به شخصه همیشه به دیده شکاک به تئوری های این جنبش ها نگاه کرده ام ، به دلیل خطری همیشگی که ایشان و آرایشان را تهدید می کند : ایده آلیسم. به همین دلیل خط به خط مانیفیست انقلاب توکلی ، در نگاه نویسنده این سطور با کمال بدبینی خوانده شده است. با این حال در پایان نوشته تنها توانستم به نبوغ سیاسی نویسنده درود بفرستم و واقع بینی شجاعانه ش را بستایم. مجید توکلی امروز شباهتی غیر قابل انکار برای شخص من با اکبر گنجی پیدا کرده است. او هم از زندان آنچه را می نویسد که لابد قرار است با اختلاف زمانی مابقی مخالفین این نظام بپذیرند. اکبر گنجی البته این شانس را نداشت که در برهه ای تاریخی مانیفیست ش را خطاب به ایرانیان بنویسد.

مجید توکلی در این نوشته صراحتا از براندازی سخن می گوید و لکنت زبان دیپلماتیک که خصیصه اصلاحات چی های سابقا حکومتی ست را نفی می کند. او علاوه بر به رسمیت شناختن تنوع فکری این جنبش ، بر لزوم حفظ اتحاد انگشت می گذارد. نوشته مجید توکلی یک رویابافی بلندپردازانه نیست و در جزییات ساده ای همچون چگونگی برقراری روابط ارگانیک میان اجزا جنبش هم وارد می شود.

بدیهی ست که نویسنده این سطور با مجید توکلی هم عقیده است که نوشته او در جزییات دارای کاستی ها و نقایصی در استراتژی ست. اما اولا بحث ش می بایست بماند برای وقتی که او از زندان به در بیاید و دوما این کاستی ها و نقایص کلیت استدلال نوشته او را تهدید نمی کند.

با اینکه می دانم برای این کار دیر است به احترام او اولا به مدت یک ماه نام وبلاگ ام را به تیتر این نوشته عوض خواهم کرد و از همه کسانی که نوشته او را واقع بینانه می بینند دعوت می کنم چنین کنند. دوما در فرصت هایی دیگر تلاش خواهم کرد به نوشته او بیشتر بپردازم.

این نوشته پیش تر در خودنویس منتشر شده است.

Advertisements

جنگ مقدس

بعد از گرد و خاک اساسی که جناب اردوغان در داوس به پا کرد ، و با توجه به چرخش سیاست خارجی ایالات متحده در خاور میانه ، سیل اتهامات علیه IDF که همان ارتش اسرائیل است سرازیر شده است . میان این همه اتهامات هولناک یکی ش خیلی بامزه است ، بر طبق گزارش Independant ظاهراً خاخام های ارتش که قبل از جنگ ، وظیفه دمیدن روحیه در سربازان را به عهده دارند ، به سربازان می گفته اند که نبرد پیش رو «جنگ مقدس» است. ما یکی که خنده مان گرفت ، ما هنوز هم به هفت سال جنگ بی نتیجه مان با عراق می گوییم «دفاع مقدس» ، اشکالی هم پیش نمی آید. به خواندن ادامه دهید

پاسخ های یک ذهن آشفته

خوب  ، همان طور که می بینید ، در پی کامنت اطلاعیه من ، نویسنده این مطلب ، پای نوشته من ، کامنتی گذاشته است.

خوب البته همان طور که برایش هم نوشتم ، خطاب نوشته من صرفاً وی نبود ، طیف فکری بود که او با صراحت از عقایدشان سخن گفته بود.

نکاتی کوچک در کامنت ش وجود داشت ، بهتر دیدم ، جدای از شتاب زدگی واضح نویسنده ، آنها را هم اینجا بنویسم:

.بر طبق سنت حسنه اسلامگرایان ، انتقاد باید «سازنده» باشد ، یعنی مثلا اگر کلمات غیر بهداشتی درش به کار رود ، اسم ش می شود «پراکنده گویی، غر و لند و خواندن آیه یاس» ، اگر تلاش نکنید به شیوه معمول اسلامگرایان ، بحث «علمی-با چاشنی اخلاق» کنید ، نامش می شود «زبان پر از کنایه و توهین». البته قضاوت اینکه نقد باید چه زبانی داشته باشد تا «شایسته پاسخ» شود ، با خوانندگان است. ولی تندترین نقد ها ، مادامی که شخصیت نقد شونده زیر سئوال نباشد ، همچنان اخلاقاً شایسته پاسخ گویی هستند.

.عباس عبدی ، که اتفاقاً از تحریمیان هم نبود ، بعد از شکست بالقوه درس آموز سوم تیر ، مقاله ای نوشت ، در مورد اینکه » چه کارهایی نباید کرد» . توهم اینکه همیشه استراتژی وجود دارد و در مملکتی با نام ایران ، جواب می دهد ، ظاهراً برای بعضی تبدیل به وسواس فکری شده است.

به خواندن ادامه دهید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: